کد خبر 126331
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

وصیت های جاودان؛ باید دست به دست همدیگر داده و راه الله را دنبال کنیم

وصیت های جاودان؛

باید دست به دست همدیگر داده و راه الله را دنبال کنیم

اگر دست به دست همدیگر داده و راه الله را دنبال کنیم، می توانیم اسلام را نگهداری کنیم و خواهیم توانست پوزه این کشورهای منحرف را به خاک مالیم.

به گزارش خبرگزاری حیات، شهید مفقودالاثر گروهبان یکم جهانگیر ایزدی در خانواده ای مذهبی و مسلمان به دنیا آمد، او فرزند ششم خانواده بود که پا به عرصه این دنیای خاکی گذاشت. بعد از سپری کردن ایام کودکی، راهی مدرسه شد و تا سال سوم راهنمایی درس خواند و سپس ترک تحصیل کرد. بعد از مدتی در سن 16 سالگی وارد ارتش شد و در شیراز به خدمت مشغول شد. با شروع جنگ تحمیلی، ایشان نیز همانند دیگر سربازان این مملکت اسلامی، طی دو مرحله به جبهه اعزام شد. او در آخرین اعزامش در تاریخ 16/12/1360 به طرف کردستان- شهرستان پاوه- اعزام گردید که پس از دو ماه از تاریخ اعزامش در تاریخ 21/2/1361در رودخانه ای در نوسود پاوه به شهادت رسید و جاوید الاثر شد که پس از مدتی جهت فاتحه خوانی مقداری از لباسهای ایشان را به خاک سپردند تا زیارتگاه عاشقان شهدا باشد.شهید جهانگیر ایزدی، اخلاق خیلی خوبی داشت؛ همیشه با چهره ای شاد با خانواده برخورد می کرد. فردی درستکار و مهربان بود و به تمام اهل خانه احترام می گذاشت. او مومن و راست کرداری بود که هیچ گاه نمازش ترک نمی شد. در ماه محرم خادم مجالس و هیئتهای حسینی بود و از قبل از انقلاب، فعالیتهای مذهبی داشت؛ به خانواده خود سفارش می کرد که نماز را ترک نکنید و آن را در اول وقت اقامه کنید. در مجالس و محافل مذهبی شرکت کنید و ایمان خود را تقویت نمایید به امام علاقه خاصی داشت و از طریق برادر شهید خود- شیخ نصرالله- پوسترهای امام و پیامها و اطلاعیه های ایشان را پخش می کرد. برادران ارتشی خود را آگاه می کرد. شهادت را آرزوی خود می دانست و می گفت:« ای خدای مهربان! تو را شکر می گویم که چندین مرتبه جنگیدن در راهت را به من عطا کردی. ای خدا! تو نیک می دانی که تنها برای تو و یاری دین تو قدم در این راه گذاشتم؛ پس ای مهربانترین مهربانان! تو را به مقربان درگاهت و دماء شهدا، فوز عظیم شهادت را نصیب من بگردان که همیشه از مردن در بستر لحاف، هراس داشتم.»وصیت نامه گرانبهای شهید:بسم الله الرحمن الرحیمسلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، رهبر دردمندان و مستضعفان و ضدمستکبران جهان. سلام بر تو ای امام عزیز که شوری دیگر بر پا کردی و توانستی مردم را به پاداری و پوزه این ابرقدرتها را به خاک مالیدی. ولی این ها که خدا را نمی شناسند... جبهه رفتن بنده نه به خاطر این است که برای پول یا چیز دیگری رفته باشم؛ بلکه به خاطر این است که بتوانم اسلام خود را حفظ کرده و بتوانم عزت و ناموس خود را حفظ کنم. بلی، اگر ما نروییم جبهه، پس کی برود و اگر ما نباشیم که در سنگر جبهه اتحاد و همبستگی پیدا کنیم، ایران شکست خواهد خورد؛ ولی اگر همین طور دست به دست همدیگر داده و راه الله را دنبال کنیم، می توانیم اسلام را نگهداری کنیم و خواهیم توانست پوزه این کشورهای منحرف را به خاک مالیم و پیام من به ملت شهیدپرور ایران این است که راه شهیدان را دنبال کنند تا یک وقت خدای ناکرده، خون این شهیدان پایمال نشود. باید هر چه در توان است از خون شهیدان پاسداری کرد تا در دنیا تا ابد اسم شهدا به جا ماند و چند کلام با مادر و پدر و خواهران و برادرانم دارم که اگر شهادت نصیب بنده شد- که ما این سعادت را نداریم- پدر و مادرم هیچ گونه نگرانی نداشته باشند و برای بنده گریه و زاری نکنید که اگر گریه و زاری کنید، من را عذاب خواهید داد و روزی خود در پیش خداوند از بین خواهد رفت؛ برادران و خواهرانم راه مرا ادامه دهید تا من از شما راضی باشم و ان شاء الله که خدا هم از شما راضی باشد.والسلام 22/12/1361انتهای پیام/  

برچسب‌ها